ترانه ای از من (عیدی).تقدیم به همشهریان عزیز عیدتان مبارک

من این سالِ جدیدو دوست دارم

آخه تحویل گرفتی سالمو تو

همیشه سال نو دلخوش نبودم

عوض کردی عزیزم حالمو تو

همیشه عیدِ هرسال آرزوم بود

که سال بعد کنار من تو باشی

به چشم من بهار هیچ وقت نیومد

می خوام مِن بعد، بهار من تو باشی

به هم رسیدیم و خوشبخت هستیم

ببین چه اتفاق خوبی افتاد

من امسال سال پربرکتی دارم

آخه خدا، تورو عیدی به من داد

دیگه هرچی که غم بود،رفت از یادم

تورو به همه دنیا ترجیح دادم

چقد خوشحالم از اینکه شدی تقدیرم

کنار تو ،من این عیدو جشن می گیرم

اسفند۹۱

به دوستان و همشهریان عزیز

با سلام به دوستانی که به این وبم سر میزنند.

این آدرس وبلاگ اصلی من وب شعر و ترانه هامه.اگه دوست داشتید به اون وبم هم سر بزنید.باتشکر.

www.sadegh0312.blogfa.com

نظر یادتون نره...

جدایی بخش جرقویه از شهرضا و پیوستن به اصفهان توسط مردم پیکان در سال 1331

جدایی بخش گرگویه (جرقویه) ازشهرستان شهرضا

سرزمین گرگویه درپایان روزگار قاجار به شهرستان شهرضا پیوست واین روند تا سال ۱۳۳۳ خورشیدی که به پایمردی گروهی از بزرگان وهمکاری مردم آن به شهرستان اصفهان پیوست ادامه داشت اینک می پردازیم به چگونگی جدایی بخش گرگویه از شهرستان شهرضا وپیوستن آن به شهرستان اصفهان واز آنجا که بیشتر مردم گرگویه سالها در آرزوی جدائی این سرزمین از شهرستان شهررضا وپیوستن آن به شهرستان اصفهان بودند پس از جنگ جهانی دوم گروهی از دست اندرکاران و بزرگان بخش به رهبری شادروان سیدمحمد ازهر از سال ۱۳۲۷ خورشیدی این کار بزرگ را آغاز وبا کوششهای فراوان نامه نگاریهای بسیار،رفت وآمدهای پیاپی به اصفهان وتهران وبرخود هموارنمودن سختیهای آن توانستند مردم این منطقه را به آرزوی دیرینه خود برسانند .
سرانجام پس از چندین سال کوشش وپی گیری توانستند این کار بزرگ را به پایان برسانند.
علی داود فاتحی پیکانی که خود یکی از ماجراجویان برنامه ی جداسازی بوده می گید یکی ازخاطرات شیرین آن زمان که خود آغازی شد برای جدایی گرگویه از شهررضا خاطره آتش زدن یکی از همراهان ما بنام حسن فاتحی (حسن کلدست پیکانی) درجلوی مجلس شورای ملی است واینگونه ادامه دارد .
بسال ۱۳۳۱ خورشیدی در زمان نخست وزیری دکترمحمد مصدق کار به جابجایی رسید که به سبب کارشکنی های نماینده شهرضا درهیچ اداره ای چه در اصفهان وچه در تهران کسی به سخن ما گوش نمیداد وگروهی از دست اندرکاران که بنده هم درآن هنگام درمیان آنها بودم دست به بازی خطرناکی زده وتنها راه چاره را درآن دیدند که ازمیان خود یکی را برگزینند وهنگامی که وزیر کشور از ساختمان مجلس شورای ملی بیرون آمد خود را درجلوی او آتش بزند تا بلکه با این کار وی به سخنان ما گوش فرا دهد از این رو یکی از همراهان ما بنام حسن فاتحی برخاست وگفت من آماده این فداکاری هستم وبی درنگ نفت وکبریت آماده کردیم ولباسهای او را به نفت آغشته نموده وهمینکه اتومبیل وزیرکشور آماده حرکت شد حسن فاتحی خود را آتش زده و در برابر اتومبیل قرار گرفت وبنای داد و بیداد را گذاشت وگفت چرا کسی به سخن ما گوش نمی دهد این چه کشوری است ؟ بی درنگ وزیر کشور دستور داد آتش او را خاموش کنند و سپس از او پرسید چه خبر است وخواسته شما چیست که خود را به آتش کشیده ای ؟ حسن فاتحی در پاسخ گفت ما از دست کیانهای شهرضا مال وجان ناموسمان درخطر است شما را بخدا جرقویه را ازشهرضا جدا کنید .وزیر کشور یکی دو نفر از دست اندرکاران را خواست که به دفتر او بروند وچند تن به دفتر کار او رفته و وی نامه ای نوشته وبه ما داد وگفت ببرید استانداری اصفهان تا به کار شما رسیدگی نمایند .چند تن از ما به اصفهان برگشته ونامه را به استانداری برده و درپاسخ به ما گفتند چه فرقی می کند بخش جرقویه با کجا باشد وبیائید با هم آشتی کرده وبرسر کارهای خود بروید ما هم با نا امیدی وناراحتی از استانداری بیرون آمده وبه جرقویه برگشتیم .
چند روز پس از آن روزی درپیکان در خانه ی آقای سید مصطفی آرایشگر نزدیک بازار پیکان گردآمده بودیم که شنیدیم مخالفان ما به رهبری محمدعلی میرحیدری کدخدای پیکان بسوی خانه ای که ما در آن گرد آمده بودیم براه افتاده اند تا با ما درگیری بوجود آورند و همینگونه هم شد و درگیری سختی میان ما وآنها درگرفت و در این میان یکی از هواداران ما بنام محمد حسین میرحیدری بدست آنها کشته شد وهنگامه ای برخاست وگروهی از مردم پیکر بی جان او را برداشته وبه اصفهان بردند و در برابر تلگرافخانه گذاشته وبا هیاهو وسر و صدا خواستار آن شدند که دست اندرکاران استانداری آمده وپیرامون این کار بررسی انجام دهند سرانجام کشته شدن آن مرد سبب شد استانداری به کار ما رسیدگی نموده و در تیرماه ۱۳۳۱ خورشیدی بخش گرگویه (جرقویه) از شهرضا جدا وبه اصفهان پیوست .

وبسایت روستای مالواجرد جرقویه

و باز هم این مردم پیکان بودند که در حق اهالی جرقویه این لطف را کردند که بخش جرقویه زیر سلطه شهر و استان اصفهان باشد تا شهرستان شهرضا.

تاریخچه روستای تاریخی پیکان جرقویه

پیشینه تاریخی پیکان

وجود درختان بادام کوهی و انجیر کوهی و همچنین حیواناتی از قبیل گوزن و آهو در این مناطق حکایت از سرسبزی این منطقه داشته است. این روستا در کنار دریای مرکزی ایران که حدود یازده هزار سال قبل خشک شده است قرار داشت. پیکان های کوچک و بزرگ مفرغی یافته شده در غارهای این منطقه حاکی از دوران غارنشینی بشر است که به دوران مفرغ برمی گردد.
قدمت این روستا به پیش از اسلام و روزگار کیانیان باز می گردد که این روستا بر سر راه بازرگانی شمال به جنوب ایران قرار داشته است.

پیکان شهر در اواخر دوره اشکانیان ساخته شد. پیکان شهر یکی از مراکز ساخت جنگ افزار و تیر و کمان بوده است و کارخانه های متعددی در این منطقه وجود داشته است. پیکان شهر تا روزگار آل بویه از شهرهای آباد اصفهان بوده و به مرور زمان پیکان نام گرفته است.

یکی از یادگارهای روزگاران گذشته در این روستا بازاری بوده که در حدود 1/5 کیلومتر دراز داشته است ودارای شاخه های زیادی بوده که هر شاخه ویژه صنف خاصی بود.
این بازار و دژ میرحیدر از یادگارهای دوران ساسانی است که با رونق گرفتن راه اصفهان شهرضا به آباده، از رونق آن کاسته شد و از اهمیت دژ میرحیدر که زمانی راهدارخانه و چاپارخانه میانراهی جرقویه بود کم شد.
در پای کوهی که دژ میرحیدر قرار دارد گورهایی وجود دارد که مردگان را ایستاده دفن کرده اند که این رسم به دوران قبل از اسلام باز می گردد.
همچنین از آنجا که پیکان شهر، شهر بزرگی بوده است و مرکز سیاسی جرقویه در زمان ساسانیان بود؛ در اطراف آن شهرک هایی وجود داشتند که می توان به شهرک ماه پر و کشتزاری به نام یسنا اشاره کرد.
مردم این روستا توسط محمدبن حنفیه اسلام آوردند و به کوشش سلطان باباحاجی نماینده صاحب بن عبادشیعه شدند. آرامگاه سلطان باباحاجی هم اکنون در این روستا زیارتگاه مردم است.
در روزگار دیلمیان، پیکان دوباره رونق می گیرد کاریز رکن آباد و آسیاهای بادی در این روستا ساخته می شود.
مسجد جامع
بنای این مسجد به روزگار سلطان سنجر سلجوقی می رسد که از زیباترین مساجد این منطقه و همانند مسجد جامع محمدآباد جرقویه بوده که متاسفانه در سالهای اخیر شبستان آن تخریب شده است. همچنین مسجد و کاروانسرای پاسکو قدمتی بیش از ۸۰۰ سال در این روستا دارند.
در جریان حمله مغول، مردم پیکان آماده دفاع شدند. در گورستان پیکان قبرهایی وجود داشته که روی آنها «کشته مغول» نوشته شده است. شهرک ماه پری در سال ۶۲۵ هجری در جریان حمله مغول از بین رفت.

عکس هایی از احمد معینی خواننده کوچه بازاری و مزارش در ابن بابویه شهرری

http://uploadtak.com/images/n2414__small.jpg

عکسی از مزار احمد معینی

http://uploadtak.com/images/t2386_____.jpg

عکسی دیگر از مزار احمد معینی در ابن بابویه شهرری تهران.مزار او در ورودی حرم ۲۰۰متری سمت راست حرم در آرامگاهی خانوادگی دفن است.اگر از رفتگران آنجا بپرسید به شما می گویند.هم چنین قبر مهوش هم در ابن بابویه است.

http://uploadtak.com/images/x5348___.jpg

عکسی از اعلامیه فوت احمد معینی مهر.یادش گرامی

تقدیم به آقا مرتضی قهرمانی عزیز

بزرگان هنر و تاریخ و عرفان روستای پیکان

ملا قاسمعلی رجایی و شیخ حسن ناصحی از بزرگان دینی که پیش از جنگ جهانی دوم در پیکان زندگی می کردند. عباس جراح پیکانی در روزگار ناصرالدین شاه قاجار در پیکان زندگی می کرد و در شناسایی و کاربرد گیاهان دارویی ماهر بود. دکتر محمد قائمی پیکانی استاد تاریخ دانشگاه اصفهان و مولف کتاب های ادبیات باستانی ایران و هخامنشیان در تورات  .مولانا محمد شوشتری پیکانی وی فرزند ملا عبدالله شوشتری و یکی از عارفان بنام روستای پیکان در روزگار کریمخان زند بوده است.گفته می شود که در آغاز پادشاهی نادرشاه افشار ملا عبدالله با فرمانروای شوشتر خوزستان کدورتی پیدا می کند و به سرزمین گرکویه(جرقویه) کوچ می کند به همراه فرزندش و مردم روستا توسط این پدر و پسر راه طریقت را در پیش گرفته اند. مولانا محمد شوشتری به سال ۱۲۱۲ هجری قمری در آغاز پادشاهی فتحعلی شاه قاجار در پیکان زندگی را بدرود گفت و در سرمزار آنجا بخاک سپرده شد. اسدالله.حسین و نصرالله مطربی پیکانی از اساتید موسیقی ایران که در زمان مظفرالدین شاه قاجار و رضاشاه میزیستند.این اساتید هنر فراوانی در نواختن سنتور و کمانچه داشتند. قاسمعلی کیانی پیکانی استاد در نواختن نی بوده است. هوشنگ فاتحی هم روزگار ما.یکی از هنرمندان عرصه ی موسیقی و از فعالان خانه هنرمندان اصفهان.  

 با تشکر از علي شفيعي نيک ابادي کتاب جرقویه گرکویه

طرح و نظرهایی که باید به گوش شورا و دهیار روستامون برسد؟

سلام خدمت دوست عزیزی که پیغام خصوصی گذاشته بودند که در وبلاگ در مورد مسولین و دست اندرکاران روستا مطلب یا ویژه نامه ای بذارم یا بنویسم.

اینکه این از عهده ی من خارجه عزیز.ومسولین امر هرکاری که انجام بدهند مردم می بینند.به حمد خدا مردم هم دید خوبی به دنیا و هم شعور بالایی دارند و خودشان خوب را از بد تشخیص می دهند.اگر مسولین دلشون می خواد خودشون بیاند حرف بزنند تا من بنویسم هر طرح و برنامه ای دارند.این را هم بگویم که نیاز به نظرسنجی نیست و مردم از اقدامات شوراها و دهیار راضی......این را می شود از هم کلام شدن با آنها فهمید.از کوچه پس کوچه های پیکوم که هنگام بارش باران مانند کوچه های ۵۰ سال پیش می شود و شل و گل بیداد می کند تا اقدامات فرهنگی که در حد صفر بوده است.....

اما پیشنهادهای من برای شوراها و دهیار عزیز روستامون:

۱.ساخت زمین فوتبالی کوچک با چمن مصنوعی.

۲.نامگذاری کوچه پس کوچه های پیکان.

۳.ساخت محیطی تفریحی ورزشی کاملا زنانه به عنوان پارک بانوان.

۴.ایجاد دو تالار معمولی اصلا دو تا حیاط ۳۰۰متری برای قسمت مردان و زنان در محیطی دور از روستا (برای اینکه مراسم برای آنها که داغدار هستند ایجاد مشکل نکند)برای انجام عروسی های بچه های پیکوم که به حمد خدا سالی ۳۰ تا۴۰ عروسی در پیکان برگزار میشود.

۵.توسعه ی بیشتر پارک و فضاهای سبز که نسبت به روستاهی همجوار خیلی خیلی ما ضعیف عمل کردیم.

۶.توجه بیشتر به جوانان روستا با اقدامات فرهنگی هنری ورزشی مذهبی و....

۷.ایجاد کارخانه ای برای اشتغال اهالی روستا.

و...این طرح های من بود .باقی عزیزان هم بیایند طرح و نظرهایشان را بدهند تا در وبلاگ درج شود و به گوش مسولین امر برسد...طرح و نظر دوستان و همشهریان در قسمت نظرات همین پست هست...

عکس هایی از پیکان جرقویه لانی نی دره سیاه.حسینیه قمر بنی هاشم(ع).عکس طنز

http://uploadtak.com/images/s378_20110113809small.jpg

بر فراز دره سیاه لانی نی ارتفاعات کوه محمدنوجوان پیکان جرقویه اصفهان

http://uploadtak.com/images/l579__small.jpg

عکسی دیگر از من بر فراز کوه دره سیاه تل تلهderreh siah tel toleh

http://uploadtak.com/images/v4171______.jpg

عکسی از سر در حسینیه قمر بنی هاشم (ع) پیکان جرقویه

http://uploadtak.com/images/e6465____.jpg

عکسی از چپ کردن ماشین آیفای عباسعلی معلال در حال خالی کردن خاک در پیکان نخند بچه...

http://uploadtak.com/images/r4443__90.jpg

عکس از زوایای دیگر چپ کردن ماشین....

نظر یادتون نره....نظر تامان یاوت نشوو

عکس هایی از من در کنار ...

http://uploadtak.com/images/y9464_Reza.jpg

من در کنار رضا صادقی تیرماه ۱۳۸۷ فرهنگسرای هنر تهران

http://uploadtak.com/images/z495_90477259251083483069.jpg

من در کنار حاج سعید حدادیان در اردوی  آفتابگردانها شاعران جوان انقلاب ۹اسفند ۱۳۹۰ مشهد

http://uploadtak.com/images/y4539_KHANES1small.jpg

من در خانه سالمندان کهریزک تهران مرداد ماه ۱۳۸۹

http://uploadtak.com/images/y9391___small.jpg

بر مزار سهراب سپهری امامزاده علی ابن محمدباقر مشهد اردهال کاشان ۱۳۸۸

http://uploadtak.com/images/k1712_39034small.jpg

گالری عکسهای من استودیو روشن

عکس هایی از پیکان جرقویه اصفهان 1391

http://uploadtak.com/images/b845_20120114204small001.jpg

عکسی از مزار شهید مصطفی فاتحی پیکانی در حرم شاه رضا(ع) و گلزار شهدای شهرضا

http://uploadtak.com/images/v5874_____.jpg

عکسی از شکپ موندولی هروشت پیکان shekap mondooli

http://uploadtak.com/images/f8512_Dalun_kuh.jpg

عکسی از دالان کوه هروشت پیکان

http://uploadtak.com/images/o9332_20110116864001small.jpg

عکسی از من در جاده برگشت از محمد نوجوان پیکان

http://uploadtak.com/images/a9791_20120301254small.jpg

عکسی از پیرمردهای پیکان در سه راه سرگردان در دکان محسن حاجی قلعه بر دروازه

از راست به چپ:عباس نوروزی قنبر.میرزا محمد هادی.باقر توپچی.احمد زینب.غلامحسین علی نایب

http://uploadtak.com/images/y998____.jpg

عکسی از پیرمردهای پیکان در سه راه سرگردان بر دروازه

از راست به چپ:عباس قنبر.میرزا محمد هادی.باقر توپچی.احمد زینب.غلامحسین علی نایب.رضا مرشد و حسین مری هم رو صندلی نشسته...

http://uploadtak.com/images/q6342_20120301253small.jpg

و باز هم عکسی از یکی از پاتوق های پیرمردهای پیکان سه راه سرگردان بر دروازه

ار زاست به چپ:علیجان جنگل.عباس قنبر.میرزا هادی.باقر توپچی.احمد زینب.غلامحسین علنایب.رضا مرشد و حسین مری...

 

آشنایی با جرقویه

بخش جرقويه سفلي با وسعتي در حدود 9/1456 كيلومتر مربع از فاصله حدود50 كيلومتري جنوب شرقي اصفهان شروع و تا عمق حدود 40 كيلومتري ( گردنه مزرعه عرب ) امتداد دارد . از شمال به محدوده بخش جلگه ، از جنوب به محدوده شهرستان شهرضا ، از شرق به بخش جرقويه عليا و از غرب به محدوده بخش مركزي اصفهان منتهي ميگردد . اين بخش از بخشهاي قديمي اصفهان بوده و از سابقه و قدمت ديرينه اي برخوردار مي باشد و بعضي از زيستگاههاي آن از قبل از اسلام نيز وجود داشته است .

انگيزه نامگذاري جرقويه ( وجه تسميه) :

گركويه ، گركوا ، گرگويه ، جركوه ، جرقويه و سرانجام جرقويه نامهايي است كه در گذر روزگار بر اين سرزمين نهاده شده و با بررسي گفته هاي پيشينيان و جستجو در كتابها و نوشته هاي تاريخي و مد نظر قراردادن اين امر كه در گذشته كمتر نامي از اين سرزمين در كتابهاي تاريخي به ميان آمده و تنها برخي از ايرانگردان به گونه انگشت شمار نگاهي گذرا به اين سرزمين كويري داشته اند ، در اينجا به بررسي درباره نوشته هاي آنها و گفته هاي مردم درباره انگيزه نامگذاري اين سرزمين باستاني مي پردازيم .

در كتاب تاريخ اصفهان و ري چنين آمده است : ((در زمان ديلميان دو بلده حاكم نشين مخصوص در اصفهان بوده است اول فيروزان لنجان در دو طرف زاينده رود و دوم فارفاآن رودشت كه شهري نامي و بلوكات رودشتين ، جرقويه و قهپايه از توابع آن قبه گرانمايه بوده است )) و با توجه به اينكه كتاب مذكور با بهره گيري از نوشته هاي پيشينيان نگارش يافته است چنين برداشت مي شود كه نام باستان گركويه هر چه بوده است در زمان ديلميان و شايد چندين سده پيش از آن و در پي چيرگي زبان عربي به گونه جرقويه درآمده است .

منتجب الدين علي ابن بابويه از دانشمندان شيعه سده ششم هجري در كتاب الفهرست منتجب الدين از سرزمين جرقويه بنام (( زرقويه )) ياد كرده و آن را تابع اصفهان دانسته است . ياقوت حمدي جغرافيانويس آغاز سده هفتم هجري قمري در كتاب معجم البلدان از اين سرزمين بنام (( جرقوه )) ياد كرده است .

زين العابدين شيرواني نويسنده آغاز زمان قاجار در پي جهانگرديهاي خود و هنگام بازديد از سرزمين گركويه و ديدار با عارفان آنجا درباره نام اين سرزمين چنين نوشته است (( جرقويه ناحيه اي از اصفهان و به طرف مشرق آن است و آن دو قطعه است عليا و سفلي )) .

محمد حسن اعتماد السلطنه تاريخ نگار زمان ناصرالدين شاه قاجار در كتاب مرآت البلدان مي نويسد : (( گويند اصل جرقويه چهار كوه است و به اعتقاد من قصبه اي است نزديك به اصفهان )) نويسنده اعلام مي دارد ظن غالب اين است كه جرقويه و آن معرب گركويه است .

محمد مهدي محمد رضا اصفهاني يكي ديگر از نويسندگان زمان ناصرالدين شاه در كتاب نصف جهان في تعريف اصفهان چنين نوشته است : ((محل ششم اصفهان جرقويه است و آن معرب گركويه است و به دو قسمت مي باشد عليا و سفلي )) .

سيد علي جناب در كتاب الاصفهان در اين باره چنين انديشه اي دارد (( جركوهه مي باشد كه جر شكاف است و كوهه بلندي است به سبب آنكه جرقويه عليا از شكاف كوه خارج مي شود مانند مالواجرد و دستجرد و همچنين در برگ دوم كتاب خود از اين سرزمين بنام گركويه ياد كرده است )) .

معلم حبيب آبادي در كتاب مكارم الاآثار در اين باره چنين نوشته است : (( گركويه ناحيه اي است از توابع اصفهان كه در طرف ميان مشرق و جنوب آن از 9 فرسنگ تا 25 فرسنگ افتاده است و آن را در اين ازمنه جرقويه به جيم و قاف مي گويند )) .

محمد علي ميرحاج محمدآبادي در پايان نامه دانشگاهي خود مي نويسد : (( به منطقه ابتدا گركوه مي گفتند و اين بدان جهت است كه در 3 كيلومتري شمال شرقي محمدآباد و 6 كيلومتري شمال غربي روستاي آذرخواران كوهي قرار دارد كه به گركوه معروف است به معناي كوه بدون پوشش گياهي و لخت سپس به گركويه تبديل شده است يعني سرزمين خشك و بدون پوشش گياهي و سپس معرب شده و به صورت جرقويه درآمده است )) .

دكتر مهدي كيوان استاد تاريخ دانشگاه اصفهان در اين باره ديدگاه ديگري دارد و انديشه اش درباره انگيزه نامگذاري اين سرزمين باستاني چنين است (( از آنجا كه آثاري از عهد پيش از اسلام در منطقه جرقويه وجود دارد و نيز از آخرين نواحي است كه به اسلام گرويده و بالاخره وجود اسامي مختلف كه ريشه پارسي و پهلوي دارند همه سبب مي شوند كه انسان تصور كند نام اصلي جرقويه (گبركويه ، كوي گبركان) بوده است )) .

همچنين برخي از مردم روستاهاي جنوب جرقويه بر اين باورند كه چون بيشتر روستاهاي گركويه مردم به گويش كرگويه اي كه با گويش زرتشتيان هم پيوند است سخن مي گويند اين سرزمين را گبركويه به چم جايگاه اصلي مردماني كه به زبان گبري زرتشتي سخن مي گويند نامگذاري كرده اند و تعابير و تفاصيل ديگري كه بعضاً بنام محلي و گياهان مانند نام شهرك گركوا در خاور شهر نيك آباد و يا گياه كنگر بياباني ، نان كلاغ و ... كه در برخي از جاها سرگرگو( سيب گرگو) مي گويند اشاره شده بر اين باورند كه نام جرقويه به اين سبب جرقويه نامگذاري شده است .


دين و مذهب :

بطور كلي افراد ساكن در شهرها و روستاهاي اين بخش معتقد به دين اسلام و داراي مذهب شيعه اثني عشري مي باشند . مردم به زبان فارسي تكلم مي كنند ، ليكن تعدادي از نقاط علاوه بر زبان فارسي به زبان محلي نيز صحبت مي نمايند كه در عرف محل به زبان ولايتي معروف است .

از نظر قوميت مردم اين بخش از قوميت و نژاد ايراني اصيل و تعدادي از عشاير متحرك عرب كه در برخي از نقاط از جمله شهرهاي نصرآباد و محمدآباد و روستاي حسين آباد ساكن شده اند مي باشند ، فرهنگ شهرنشيني در اين بخش رسوم داشته و تاثيراتي نيز بر روي بافت منطقه گذاشته است .

آداب و رسوم :

مردم روستاها و شهرهاي اين بخش همانند ساير نقاط ايران از آداب و رسوم مخصوص برخوردارند از جمله جشن نوروز كه اين جشن يادگار جمشيد پادشاه پيشدادي در ايران باستان است و مراسمهاي ديگري از قبيل : سيزده بدر ، آيين شصت و ششم نوروز ، شب يلدا ، چهارشنبه سوري ، جشنهاي ازدواج و همچنين مراسم سوگواري ، عزاداري و ديگر مراسم مرسوم در كشور است .

جمعيت :

براساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 اين بخش داراي 20561 نفر جمعيت بوده كه 5/62 % آن در مناطق شهري (12850 نفر) و مابقي در مناطق روستايي (7711 نفر) اسكان دارند . شايان ذكر است كه در حدود 4000 نفر از مردم اين بخش را عشاير تشكيل مي دهند كه در شهرهاي محمدآباد و نصرآباد و روستاي حسين آباد ساكن مي باشند و در فصل بهار به مناطق سرسبز چهار محال و بختياري ، استان فارس و ... كوچ كرده و در فصل پائيز مجدداً به مراتع بخش باز ميگردند . عشاير جرقويه عمدتاً از طوايف لري ، سنجري ، ويسي كوسه ، مومني ، جعفري و داستاني مي باشند .

اين بخش مشتمل بر دو دهستان جرقويه سفلي و وسطي است كه دهستان جرقويه سفلي داراي دو شهر و چهار روستا و دهستان جرقويه وسطي داراي يك شهر و پنج روستاي مسكوني و بيش از يكصد و پنجاه مزرعه و مكان مي باشد .

عکس هایی از پیکان جرقویه اصفهان

عکسی از زنده یاد محمد نوروزی پیکانی

عکسی از سر در حسینیه قمربنی هاشم


عکسی که من از دالان کوه هروشت گرفتم و خیلی از مطالب و عکسهام در وبلاگ دیگر دوستان قرار گرفته بدون ذکر منبع.خیالی نیست مهم اعتلای نام روستامونه.
عکسی از بافت قدیمی روستای پیکان
عکسی از ماشین چپ کرده عباسعلی معلال

عکسی از من در چاه رضا پیکان جرقویه

عکسی از من در چاه رضا پیکان

نقشه جغرافیایی منطقه جرقویه اصفهان

با تشکر از آقای مصطفی محمد زاده سیانی

عکس هایی از جواد یساری و احمد معینی تقدیم به بچه های پیکان

عکس هایی از محمد نوجوان پیکان جرقویه اصفهان

پایدار باشید

عکسها از محمد امیری و مهری شهبازی

نمایی از قدمگاه امامزاده محمد نوجوان عکس از (محمد امیری)


 

برای مشاهده بقیه عکسها ادامه مطلب را کلیک کنید

 نگاهی به طبیعت منطقه (مهری شهبازی)

 

 

 

 

 

نگاهی به طبیعت منطقه (محمد امیری ) 

 

 

پیامک های پیکومی

حاضرم تو کنکور رد بشم اما از دوشنبه بازار پیکوم رد نشم.

همسر دکتر طریقتی

شهدای پیکان و تاریخ و محل شهادت آنها

در این قسمت سعی بر آن شده است تا درباره ی شهدای پیکان که در قطعه ی شهدای پیکان به خاک سپرده شده اند بنویسم.هرچند که بیشتر قبور یادبود این شهدا می باشد و بیشتر در بهشت زهرای تهران و باغ رضوان اصفهان قطعه ی شهدا به خاک سپرده شده اند.

شهید جناب سروان محمد جواد ناطقی که در سن 33سالگی بر اثر سانحه تصادف به رحمت ایزدی پیوست.ولادت1353/1/1-وفات1386/5/18

پاسدار شهید علیرضا فاتحی فرزند حاج رضا زمان که در سن 26 سالگی در تاریخ 1367/1/29 در منطقه فاو شهید شد و پیکر مطهرش بعداز سالها به وطن برگشت و تنها شهید جنگ است که در تشییع پیکر مطهرش هرچند خردسال بودم حضور داشتم.

پاسدار شهید نصراله فاتحی فرزند محمد کاظمکه در سن24 سالگی در تاریخ1366/9/14 در منطقه فاو شهید شد.

بسیجی شهید غضنفر خندان فرزند حسین که در سن 22 سالگی در تاریخ1365/2/9 در منطقه فاو عملیات صاحب الزمان(عج) شهید شد.

بسیجی شهید حسین فاتحی فرزند مرادعلی که در سن16 سالگی در تاریخ 1365/6/11 در منطقه جنوب عملیات کربلای3 شهید شد.

شهدای پیکان جرقویه اصفهان





نام 46 شهید روستای  پیکان جرقویه اصفهان

کجایند مردان بی ادعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با تشکر از مجمع فرهنگی نورالشهدا روستای پیکان

اسامی داخل پرانتز نام پدر شهدا می باشد.

شهید حسنعلی فاتحی (محمد)خردسالترین شهید پیکومه میدونی یه غمی تو نگاش هست که آدمو شیفته ی خودش میکنه-شهید حسن ناصحی (علی اکبر)-شهید حسن میرحیدری(حسین)-شهید حسن فاتحی(ابراهیم)-شهید حسن فاتحی-شهید حاج اسماعیل فاتحی(محمدحسین) میگند تو روز خاکسپاریش یه کبوتر از تو مزارش به آسمون پرواز کرد و مردم پیکوم به این شهید خیلی اعتقاد دارند-شهید اکبر فاتحی(عباس)-شهید اکبر حقیری(حسن)-شهید اسماعیل فاتحی(عبداله)-شهید احمدو حسینعلی منّانی(عبدالکریم)-شهید ابراهیم فاتحی(محمد حسین)-شهید سیف اله سعادتی(امراله)اینم از اون بچه هاییه که آدم ناخودآگاه عاشقش میشه-شهید ستار فاتحی(محمدعلی)-شهید رستم فاتحی(اسفندیار)رستم رو از خاطراتی که بابام برام تعریف کرده میشناسم.راستی میدونی رستم از اون دسته از جوونایی بود که میتونست نره جنگ و اونقدر پشت داشت که میتونست بشینه و حالا بهترین زندگی رو داشته باشه اما وقتی میگند بعضی از شهدا خدایی بودن اینجاست که دل از دنیا برید و با عشق به دیدار حق شتافت.-شهید رضا نصیری(عزیزاله)22بهمن سال 57 شهید شد تا اولین شهید پیکوم باشه.شهیدی که واسه هدف اونروزهای مردم از جان خود گذشت-شهید رضا فاتحی(علیجان)-شهید داود رضایی(رضا)-شهید حمیدرضاو غلامرضا جعفری(حسینعلی)-شهید حسن میرحیدری(رضا)-شهید حسین فاتحی(مرادعلی)آخ بدجور عاشقتم.نه میشناختمش نه میدونم کیه.اما با اولین نگاه بدجور دل به این شهید 16 ساله بستم.راستی یه کوچه هم تو خیابون دارالقران زینبیه اصفهان به نامشه.عشقمه این حسین مرادعلی-شهید حسن فاتحی-شهید غضنفر ناطقی(عبدالحسین)-شهید غضنفر فاتحی(حسن)-شهید غضنفر خندان(حسین) یه مدرسه ابتدایی هم تو پیکوم به نامشه.-شهید علیرضا معادلی(حسین)-شهید علیرضا فاتحی(حاج رضا زمان)اینم دوست دارم.این علیرضای ما هم میتونست بمونه و کسی هم کاریش نداشت که بره جنگ یا نره.اما بعضی ها دلشون خدایی بود.تنها شهید پیکوم هم هست که بعداز اینکه پیکر مطهرش به میهن عزیزمون برگشت تو مراسمش بودم البته اونروزا بچه بودم و اما دیگر شهدا تو روزهایی که شهید میشدن من تازه دیده به دنیا گشوده بودم-شهید نصراله فاتحی(محمدکاظم)اینم دلشکسته و دلسوخته ترین شهیده که باباش وصیت کرد دم در ورودی گلزار شهدای پیکان به خاک سپرده شود تا ...-شهید علیرضا فاتحی-شهید علی فاتحی(محمد)این علی اوستا محمد هم جوون رعنایی بود-شهید عباس اکبری(علی)دلم بدجور تنگه این عباس اکبریه.کسی که 3ماه بعد عروسیش میره جنگ و دیگه برنمیگرده.بدتراز همه چشم انتظاری های مادرش که تا زمانی که درقید حیات بود هنوز هم منتظر بود عباسش برگردد-شهید سید مهدی ناجی(عبدالرسول)این شهید ناجی هم معلومه خیلی مخلص بود-شهید مصطفی فاتحی(علی محمد) شهید مصطفی فاتحی شهرضایی مزاری هم در صحن حرم شاه رضا دارد که 5تا مزار بالاتر از مزار سردار شهید حاج محمدابراهیم همت است ولی بدن او در گلزار شهدای پیکان دفن است.وقتی پای صحبتهای مادرش که نسبت فامیلی دوری هم با هم داریم مینشینم دلم خون میشود به خصوص وقتی که میگه میگفت ننه بزار این دفعه رو برم جبهه وقتی اومدم برو برام زن بگیر و رفت و رفت و دیگه هم برنگشت و بدنش هم بعد از 8ماه پیداشدو...-شهیدمصطفی باقری(علی)-شهید مرتضی هجری(محمدعلی)از اون شهید خوشتیپهای پیکومه میگم از بعضی از شهدای پیکوم اصلا شناخت ندارم و خیلی دلم میخواد یکی از زندگیشون برام مینوشت-شهید علیرضا برهانی(خسرو)-شهید محمد نوروزی(اسماعیل) شهید نوروزی در بهشت زهرای تهران مزاری هم دارد که یادم میآید یکبار تلویزیون مزار اورا با پسوند پیکانی که داشت نشان داد-شهید محمد فاتحی-شهید محمدعلی هادیان(نصراله)اولین شهید پیکوم در جنگ تحمیلی که بدن مطهرش در گلزار شهدای پیکان به خاک سپرده شد-شهید محمدرضا دیّانی-شهید محمدحسین فاتحی(محمدقاسم)-شهید غلامرضا فاتحی(محمدحسین)-شهید کمال الدین ناصحی(علی اکبر)-شهید رمضانعلی امیری(حاج حسن جُلبند)-شهید جناب سروان محمد جواد ناطقی

یادشان گرامی و روحشان شاد.

مخلص شما صادق کرمی پیکانی

کجایید ای شهیدان خدایی*بلاجویان دشت کربلایی

شهدا شرمنده ایم....

به راستی ما بعد از شما چه کرده ایم...

این هم شعری از من تقدیم به شهدای عزیزمون و به اونهایی که با سوء استفاده از شأن و مقام شهدا به پست ومقام رسیدندوبه آنها که در زمان جنگ پشت خط بودند و بعداز جنگ نشستند پشت میزهای ریاست .

فریاد حمایت از دل تنگ زدند

با سنگ به پای مردم لنگ زدند

رفتند، ولی به رو نمی آوردند

این جبهه نرفته ها،دَم از جنگ زدند

پیامک های پیکومی22/2/92

"ها. تا اُرسیاموکو " چیست؟

آیا نام رشته کوهی در ژاپن است؟

آیا نام رودخانه ای در آفریقاست؟

خیر.این زمزمه ی پیرزنی پیکومی است که دنبال لنگه کفشاش میگرده !